أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
24
تجارب الأمم ( فارسى )
سوگند كه خوردهاى كجا رفت ، كجا ؟ * تو فاجر مطلقى ، به قرآن ، همه جا بى شرم و دروغگوترين مخلوقى * تو شاهد نادرست گشته رسوا اين كار بر دادرسان نيست كه نيست * شايستهء ظلم ظالمان هم به خدا [ 1 ] نيز در اين سال ، مردى در شام ، مردمى بسيار از عرب و جز عرب را گرد آورده ، هنگامى كه طغج بن جف ، از سوى هارون بن خمارويه بن احمد بن طولون بر دمشق حكم ميراند ، بر آنجا يورش برد و در چند جنگ كه با طغج در آويخت ، گروهى بسيار در ميانه كشته شدند . گزارش پيدايش قرمطيان و پيشرفتهايشان : زكرويه بن مهرويه كه يك داعى پر كار براى « قرمط » مىبود ، چون ديد كه معتضد با لشكركشى به بخشهاى كوفه قرمطيان را پىجوئى كرده مىكشد ، بر آن شد كه عربهاى بنى اسد ، طى ، تميم و جز ايشان را كه در پيرامون كوفه كوچ ميكردند ، به آئين خود بخواند و نويد داد كه اگر به دو بپيوندند با قرمطيان پيرامن كوفه همداستان خواهند بود ، ولى ايشان نپذيرفتند . چون گروهى از « كلبيان » ، راه ميان « سماوه » تا كوفه و دمشق را از سوى « تدمر » و جز آن ، پاسدارى ميكردند ، زكرويه * پسران خود را نزد ايشان فرستاد تا با ايشان در آميختند و خود را از خاندان على بن ابى طالب شمردند و از
--> [ ( 1 - ) ] M : متن : قل لقاضى مدينة المنصور * بم احللت اخذ رأس الامير بعد اعطائه المواثيق و العهد * و عقد الامان بمنشور اين أيمانك التى شهد الله * على أنها يمين فجور يا قليل الحياء يا اكذب الامة * يا شاهدا شهادة زور ليس هذا فعل القضاة و لا * يحسن أمثاله و لا للجسور ترجمهء فارسى اين پنج بيت كه در متن ديده مىشود ، به وسيله آقاى امير بهرامى سروده شده است . متن عربى در كامل ابن اثير دوازده بيت با اندكى دگرگونى ديده مىشود .